تبليغاتX
پرسه در خیال

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت / وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت / وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت / مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت / باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست / شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست /

سید حمیدرضا برقعی

 

 

 
 
:::: سیب ها روی خاک غلطیدند ::::

به نام عشق

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

 

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

مربع

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

 


 

  ۱-کتاب طوفان واژه ها در این یک سال توسط چهار ناشر(فصل پنجم - آرام دل - ابتکار دانش -شانی)

  به چاپ رسیده است وامسال نیزدر نمایشگاه بین المللی کتاب درغرفه ءاین ناشران خواهد بود.

 

نوشته شد در ساعت:1:13 چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 توسط :سید حمیدرضا برقعی

::: :::

..........................................................................................................................

صفحه اول

پست الکترونیکی

::::::::::::::::::::::

آرشیو مطالب وبلاگ
آذر 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
اسفند 1385
آذر 1385

::::::::::::::::::::::

موضوعات وبلاگ

::::::::::::::::::::::

لینکستان